تبليغاتX
وقتی دوری تنهایی نزدیک
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
 

 

انم آلبوم جمشید new . برای دانلود ابتدا روی آنها رفته . کلیک راست بزنید  و بعد

save target As  را بزنید.

فریبانه

آشتی

ترک قربت

شیخانی

بارون

شناختمت

میرم

حالا دیگه دیر شده

می خاستمت (رمیکس)

 

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
 

به نام خدا

 

 

می دونی آدم یه وقتایی به یه جایی می رسه که طاقت هیچ چیز رو نداره . امشب دیگه کم آوردم خسته شدم از تنهایی . خسته شدم انقدر هر شب نشستم و به حال خودم گریه کردم . خسته شدم انقدر بقیه هر روز من و دیدن و بهم گفتن امین تو چرا انقدر عوض شدی . اون آدم قبلی ، اون چیزی که خودم دوسش دارم دیگه نیستم . منم دلم آرامش می خواد ، آرامشی که 4 ساله که ندارم . همه به قول خودشون دلشون واسم می سوزه . آخه چرا باید چیزی باشم که بقیه دشون واسم بسوزه . . . امشب انقدر گریه کردم که خسته شدم دیگه . وقتی به خودم ، به دورو ورم نگاه می کنم می بینم دیگه هیچی ندارم از دست بدم . دنبال یکی می گردم که بپرستمش . دوسش داشته باشم حتی اگه شد واسش بمیرم . به خدا اون مردن لذتی واسم داره که هیچ کس نمی تونه فکرشم بکنه .  من فقط یه همدم می خوام یه کسی که واقعا دوسش داشته باشم . پری شب تو چت با یکی داشتم حرف می زدم دم صبح بود که داشت می رفت نماز بخونه . ازش خواهش کردم که واسه منم دعا کنه . دعا کنه که به تنها آرزوم برسم . اونم این کارو کرد . 10 دقیقه بعدش یه کسی رو پیدا کردم که فقط تو آرزوهام می دیدمش تو رویاهام می دیدمش . ولی می ترسم اونم مهمون 2،3 روزه باشه و بره . واقعا اگه این طور باشه به خیلی چیزا شک میکنم . به خودم به اون بالا سری . آخه چقدر 4 سال هست که رنگ راحتی رو ندیدم . خوب من چی کار کنم که تو باور زندگی من باید رنگی از یه همدم باشه . دستام یه گرمی دست میخواد و یه نگاه . هیچی از این دنیا نمی خوام . دلم می خواد سرم رو ، رویه زانو بزارم و انقدر گریه کنم تا خالی بشم تا بتونم بعدش به فکر زندگی باشم تا بتونم شبای تاریکم رو روشن کنم . هر وقت چشم باز کردم فقط تنهایی رو دیدم که نزدیکترین چیز به من بوده . ستاره های شب من دونه دونه خاموش شدن . من موندم و به آسمون بی ستاره . هر کسی اومد قبل از اینکه من رو ببینه حرف از سفر می زد .              با من امشب چیزی از رفتن نگو    نه نگو با من چیزی از رفتن نگو                     

دوست دارم چشم باز کنم ببینم یه امید دارم یه امیدی که احساسش کنم ، یه احساسی که بمیرم واسش . خستم خیلی خسته . اشکام هیچ وقت نمیذارن کاری کنم . تا می خوام دل ببندم می ترسم که بازم تنها بشم . تا می خوام یه کاری کنم میبینم تنها تر از چیزی هستم که فکرش رو میکنم . جرم من چیه که نمی تونم بی مرفت باشم . نمی تونم مثل بقه پسرها بی تفاوت باشم ، چی کار کنم که به شخص مقابلم احترام میذارم . مشکلات اون رو مشکل خودم می دونم . چی کار کنم که مهربونم. هر کسی اومد یه جور سو استفاده کرد رفت . تا دو نفر رو میبینم باید با چشم گریون باید از بقلشون رد شم و فقط یه آه بکشم . منم من آخرین اسیر این زمین . دلم تنها ترین تنم زخمی ترین ولی با . . .   . هنوزم چشم به را یه نسیمم که دستاشو توی دستام بگیرم . . . هنوزم عاشق بارونو دریام . . . نمی ترسم اگه عاشق بمی رم .        

 

خسته شدم از خودم خسته شدم . . .

فقط بلدم از عشق بنویسم اما همش نوشته هستن . . .

 

به خدا دست خودم نیست ، دوست دارم . . . . . . . 

 

خدا اندفعه نا امیدم نکن . خدا ازت خواهش میکنم  . . . . . . . . . . . . . . . .. . . خواهش میکنم اندفعه دیگه نه .    نگاه کن خدا دارم تموم میشم تو که میبینی گریه های هر شب منو . دلت واسم نمی سوزه . میدونم انقدر واست کوچیکم که منو نمیبینی ولی تا کی می خوای نبینی . . . .   . خدا خودتم می دونی که بدون یه عشق واقعی نمیتونم . کمکم کن . خدا کدوم یکی از بندهاتو بردی به جایی که من رو بردی . آخه بی انصاف می خوای با من چی کار کنی  . . . . . .    .

 

                 ( سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد )

 

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

 

می توان از عشق نوشت و داد کرد

((می توان از رفته یاران یاد کرد))    

می توان بر آسمان قلبی کشید     

می توان از بی کسی ها پر کشید  

 می توان از خون گل سرخی نوشت  

می توان از شور عشقی یاد کرد     

 می توان فهمید راز عشق را           

می توان عاشق شد و دیدار کرد     

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

 

شعری زیبا از مسعود فرد منش

  پرواز با تو باید     

           گر پر شکسته در باد      

آغاز هر کجا شد

پایان هر کجا باد

   گر تابش از تو باشد

        خورشید بی فروغ است

        از چشم من چنین است

     گر پوچ یا دورغ است  

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست

   اسم تو نوازش لبهای سرد و بی صداست

        چی می شد عشقا همه مثل تو آسمونی بود 

   چشم تو دنیایی از جنس محبت و وفاست 

    دست مهربون تو هدیه ای از لطف خداست 

 همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست  

      نفسا تازه میشن وقتی که بوی تو می یاد     

        همیشه نفس بکش عطر نفسهات کیمیاست   

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

من نوشتم اسمتا رو برگ گلهای سفید

رو تن آینه ها با صد هزار عشق و امید

از دلم یه پل زدم از تو تا اوج آسمون    

پیچیده تو هوامون عطر خدای مهربون   

دیگه گلهای سفید همیشه بوی تو میدن

همه آینه ها تو را نشون من می دن     

   حالا هیچ فاصله نیست دیگه میون من و تو 

پر شده بوی خدا دیگه میون من و تو    

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

می خواهم اشک را معنا کنم

اشک یعنی  گریه قلبی سرخ

اشک  یعنی  گریز از تنهایی  

 اشک یعنی زلالی  یک عشق 

  اشک یعنی سر چشمه  پاکی

 اشک یعنی یک قطره خوبی   

شاید هم یک دریا غم!!!!!!!   

و انگار چشمها خشک شدند 

اشکی بریزید از شوق!!!!!!    

گریه کنید تا دریا شوید!!!!!    

حالا شما بگویید:                 

اشک چیست؟                  

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

 یادگاری نوشتم بر درختی پیر 

       می مانم یک عمر در دامت اسیر   

      از ستاره تا ستاره زنده ام با یاد تو 

     ای همه هستی ای تو یار و یاورم 

       در خیالم هم نوشتم ای تمام باورم  

             می شود بارید با تو چون ستاره در کویر  

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
   

پرواز ارزويم بود  

قوي سفيد را ديدم!

بالهايم را گشودم   

 پر گشودم به اسمان

    ولي من که سفيد نبودم

      من خاکي و زميني بودم 

     قوي سفيد رفت و رفت 

  من بالهايم شکست    

 از اسمان افتادم      

                 پرواز کردم ولي اسماني نشدم   

  حالا ميدانم              

                       براي حس پرواز هم پرواز مي خواهم

                مهربان ترينم بال پروازم باش....

                                                          

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
  سلام این وبلاگ دوم من هست . ممنون میشم که نظر بدین . دل ما به نظرات شما خوش هست دیگه . وبلاگ اول من بچه های تنها هست که توی پیوند ها گذاشتمش . خوشحال می شم برین و اونو هم ببینید . از شمایی که به من سر زدین خیلی ممنونم.

..... 

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 
 
   
 
 

فریاد

 

مگر زندگی چیست ؟

 

آخر به فنا رسیدن است

 

مگر رویا چیست ؟

 

آخر به پوچی رسیدن است

 

مگر من چیستم ؟

 

آخر آدم نیستم

 

 

چیست که میماند در این راه ؟

 

یک کوله پشتی پر از خالی

 

 در آخر خاطره ای از ما

 

           خاطره ای از من

 

پشت اندیشه های گریان

 

پشت چشمان شور

 

پشت شیشه ی ، قاب شکسته

 

پشت تحمل های طولانی

 

 

عاقبت گم می شویم

 

در فصل های طوفانی که جز

 

آتش و دود نیست

 

 

و در آن لحظه است که

 

 ناقوس ناله ها فریاد می زند . . .

 

 

 

 

امین

زمستان 84

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط امین
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین